تبليغاتX
جادوی کلمات مثبت

جادوی کلمات مثبت

+$+ ذهن خویش را وا دارید تا افکار مثبت ایجاد کند +$+

 ایرانیای موفق دنیا

ییر امیدیار موسس و رئیس شرکت ebay بنیانگذار تجارت الکترونیک در جهان

 


پروفسور علی جوان در سال 1958 زمانی که کارمند آزمایشگاه بل بود، ایده قانون کلی لیزر گازرا مطرح نمود و در 1960 طرح خود را به مرحله باروری رساند. او در سال 1964 برای کارهایی که در زمینه لیزر گازها انجام داده بود مدال استوارت بالنتاین Stewart Ballintine را از انستیتو فرانکلین دریافت نمود و در سال 1966 مدال بنیاد فنی و جان هرتز و در سال 1975 مدال فردریک آیوز از انجمن اپتیکال و در سال 1993 مدال علمی جهانی آلبرت اینشتین را از انجمن World Cultural دریافت کرد.


امید کردستانی معاون ارشد سایت google


حسین اسلامبلچی رئیس شرکت مخابرات آمریکا AT&T


فرزاد ناظم مدیر فنی سایت yahoo


خانم کر یستینا امان پور رخبرنگار ارشد سی ان ان در آمریکا


پروفسور مجید سمیعی رئیس جراحان مغز در آلمان


پروفسور بیژن داوری معاون ارشد شرکتIBM بزرگترین شرکت سخت افزار کامپیوتر در جهان


خانم آزاده تبارزاده دانشمند ایستگاه فضایی ناسا

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388ساعت 1:20  توسط مهران  | 

آیا می دانید دیگران در مورد شما چه فکری می کنند؟ آیا می توانید روی تصور دیگران نسبت به خودتان تاثیر مثبت یا منفی بگذارید؟ البته که می توانید! اگر می خواهید تاثیر مثبتی بر روی درک فردی دیگران از خودتان بگذارید 7 دقیقه بعدی را با ما باشید تا به شما آموزش دهیم که چگونه می توانید نظر دیگران را به صورت دلخواه نسبت به خودتان تغییر دهید.

یک کاغذ و قلم بردارید و لیست تمام صفاتی را که در خود پیدا می کنید بر روی آن یادداشت نمایید. در این لیست باید هم خصوصیات منفی خود را ذکر کنید و هم ویژگی های مثبت. حتی الامکان سعی کنید تمام خصوصیات اخلاقی خود را در آن بگنجانید و از زوایا مختلف شخصیت خود را تحلیل و بررسی کنید... صاحب کار و تجارت، مدیر، کارمند، والدین، خواهر و برادر، فرزند، دوستان، همکاران ... همه چیز.

حالا فهرست مورد نظر را یکبار دیگر از بالا به پایین بخوانید. آیا خصیصه دیگری به ذهنتان می رسد که بخواهید به انتهای لیست خود اضافه کنید؟ به اعماق وجود خود نگاهی بیندازید و 5 مشخصه دیگر را هم اضافه کنید، مشکلی نیست، ما صبر می کنیم؛

حالا روی خصوصیات منفی خط بکشید و فقط مثبت ها را نگه دارید.

در این قسمت با استفاده از تمام خصوصیات مثبت یک بیوگرافی کامل در مورد خودتان بنویسید. خجالت را کنار بگذارید! کسی متوجه نمی شود.

در اینجا یک مثال را برایتان مطرح می کنیم که انجام این کار برایتان آسانتر شود....من به عنوان یک کارمند فروش فکر می کنم فرد سخت کوش و قابل اعتمادی هستم. سعی می کنم روزانه برای پیشبرد کارها تلاش کنم و تمرکز خود را بر روی اهدافم معطوف می نمایم. فکر می کنم همسر مناسبی هستم، فرزندانم علاقه بسیار زیادی به من دارند و بهترین دوست برای همه هستم. اصولاً اطرافیانم زمانیکه بخواهند کاری را انجام دهند پیش از آن، با من مشورت می کنند چراکه فردی مصمم و فکور هستم و حامی و پشتیبان خوبی قلمداد می شوم.

متوجه شدید؟

خوب، شروع کنید! من به شما قول می دهم که هیچ کس متوجه نمی شود. یک صفحه پر از خصوصیات مثبت خود تهیه کنید. من به شما قول می دهم که این کار چیزی حدود 7 دقیقه بیشتر طول نکشد.

تمام شد؟ خوب حالا یکبار آنرا با صدای بلند برای خود بخوانید. چطور است؟ آیا این خصوصیات فردی نیست که شما علاقه دارید با او آشنا شوید؟ از این مهم تر این خصوصیات فردی نیست که دوست دارید دیگران در زمان آشنایی با شما تصور کنند؟

این نوشته افکار درونی شماست، همان چیزی است که انتظار دارید دیگران در زمان ملاقات با شما از آن اطلاع پیدا کنند. حالا فرصت دارید تا کاری کنید که دیگران دقیقاً یک چنین برداشتی از شما داشته باشند.

برای آنکه این اعتماد به نفس را پیدا کنیم که شخصیت واقعی خود را در برخورد با دیگران به معرض نمایش بگذاریم، ابتدا باید ببینیم که نظر شخصی خودمان در مورد اخلاق و روحیاتمان چیست. توجه داشته باشید که تنها باید خصوصیاتی را روی کاغذ بیاورید که تصور می کنید واقعاً در مورد شما صحت دارند.

انجام این عمل به شما کمک می کند که شخصیت واقعی خود را بهتر بشناسید و گام هایی را در جهت ارتقا و اعتلای شخصیتی خود بردارید. با این روش می توانید سعی کنید که هر روز بهترین فردی باشید که می توانید!

با بررسی دقیق لیستی که تهیه کرده اید می توانید به نتایج زیادی در مورد خود دست پیدا کنید. به راحتی متوجه خواهید شد که چرا انجام برخی کارها برایتان ساده و برخی دیگر دشوار است، چه چیز شما را تشویق کرده و چه چیز انگیزه را از شما سلب می کند، چرا نسبت به انجام برخی مسائل گرایش بیشتری دارید و چرا از مواجهه با برخی رویدادها خودداری می کنید و نهایتاً درک صحیحی از نقاط ضعف و قوت خود پیدا می کنید.

منبع: مردمان . نت

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم اردیبهشت 1388ساعت 2:55  توسط مهران  | 

در گذشته مردم معتقد بودند كه آدم‌هاي خوب عمر كوتاهي دارند. اين‌باور در قرن‌هاي ابتدايي رشد پيدا كرده بود.در آن زمان كودكان بسياري مي‌مردند و انسان‌ها به‌راحتي با يك عفونت ساده جان مي‌سپردند. اما آيا به‌راستي رابطه‌اي ميان شخصيت‌ و سلامت وجود دارد؟ برپايه مطالعات علمي، اثبات اين امر كه افكار مثبت يا منفي مي‌تواند روي سلامت فرد تاثيرگذار باشد با دشواري‌هايي همراه است اما هنوز دانشمندان در پي اثبات اين قضيه هستند.


همچنين شواهد بسيار زيادي وجود دارد كه انسان‌هاي منظم، داراي ثبات اجتماعي و خوش‌بين، خيلي كمتر از افراد تنها، بدبين و ناراضي از زندگي، در معرض ابتلا به بيماري‌هاي مختلف و در نهايت مرگ قرار مي‌گيرند. تحقيقات گوياي اين مطلب هستند كه خوش‌بيني، در نهايت زندگي طولاني‌مدتي را براي شما به ارمغان مي‌آورد، هرچند آن را تضمين نمي‌كند. طي تحقيقاتي كه طي 23‌سال توسط دانشگاه «ييل» و «ميامي» در «اوهايو» انجام شد اين نتيجه به دست آمد كه افراد بالاي 50سالي كه به افزايش سن خود با يك ديد مثبت و به عنوان يك تجربه شيرين نگاه مي‌كنند به طور متوسط تقريبا 5/7سال بيشتر از ديگران، زندگي مي‌كنند. البته محققان عوامل مختلفي از قبيل نژاد، جنسيت، ميزان سلامتي، طرز تفكر و تنهايي را نيز در نظر گرفتند.

انسان آفتابي باشيد
تحقيقات ديگري نيز در ارتباط با خوش‌بيني و افزايش طول عمر وجود دارد. محققان مركز مطالعات «مايو» زندگي و خصوصيات اخلاقي 447 نفر را طي 30سال مورد بررسي قرار دادند. كساني كه به عنوان «خوش‌بين» نامگذاري شده بودند نصف افرادي كه «بدبين» يا تلفيقي از «هر دو» بودند به مرگ‌هاي ناگهاني دچار مي‌شدند. همچنين اين افراد همزمان با افزايش عمر، مشكلات كمتري در مورد سلامت فردي خود پيدا مي‌كردند، محدوديت‌هايشان كمتر بود، دردهاي كمتر و انرژي بيشتري نسبت به دو گروه ديگر داشتند.
در مطالعه‌اي به نام «نيمه پر يا خالي ليوان؟» پژوهشگران به اين نتيجه رسيدند كه خوش‌بيني به اين معنا كه مردم وقايع زندگي‌شان را براي خود يا سايرين تعريف‌كنند باعث مي‌شود تا در مقابل بيماري قلبي در حد بسيار زيادي مصونيت پيدا كنند. همچنين افراد خوش‌بين خيلي سريعتر از بدبينان پس از عمل باز قلب بهبودي حاصل مي‌كنند. احساسات منفي‌گرايانه و بدبيني مزمن را بايد به عنوان عاملي در افزايش بيماري‌هاي قلبي در نظر گرفت.
در اين قسمت راه‌هايي ذكر شده كه ثابت مي‌كند اخلاق و ويژگي‌هاي فردي در سلامت و طول عمر افراد دخيل هستند. عصبانيت و نااميدي‌هاي مزمن منجر به مصرف دخانيات يا استفاده از ساير غذاهاي ناسالم مي‌شود. يك فرد خوش‌بين با اراده محكم‌تري قدم در راه ترك عادات ناشايست مي‌گذارد. يا سعي مي‌كند به‌هيچ‌وجه به آنها معتاد نشود. اين خوش‌بيني است كه باعث مي‌شود فرد در جست‌وجوي مشاور پزشكي و پيروي از او باشد. او راهي را برمي‌گزيند كه از آن طريق خود را از دچارشدن به بيماري‌هاي مختلف دور نگه دارد. اين امكان هم وجود دارد كه خوش‌بيني روي سيستم دفاعي بدن تاثير مثبت گذاشته و آن را تقويت كند. البته تحقيقات انجام‌شده در اين زمينه تا اين لحظه نتايج مستدلي را پيرامون اين مطلب ثابت نكرده‌اند.

وجدان بيدار
بايد توجه داشت كه در كنار خوش‌بيني عوامل ديگري نيز در نظر گرفته مي‌شوند. از آنجا كه شخصيت انسان‌ها از همان زمان تولد و در دوران كودكي شكل مي‌گيرد، گروه تحقيقاتي دانشگاه كاليفرنيا پژوهش‌هاي خود را در سال‌1920 بر عده‌اي كودك شروع كردند. نتايج اين تحقيقات حيرت‌انگيز بود.
كودكاني كه از همان آغاز كودكي از وجدان خود استفاده مي‌كردند و تقريبا بچه‌هاي وظيفه‌شناسي بودند در دوران زندگي خود با مشكلات و بيماري‌هاي كمتري برخورد مي‌كردند. وجدان و وظيفه‌شناسي در اين پژوهش‌ها براساس خصوصيات اخلاقي زير تعريف شده بود: نظم شخصي، توانايي توكل‌كردن، بيم و هراس، ارزش‌قائل‌شدن و آرزوي رسيدن به اهداف.
حتي اثبات شده كه دارا بودن اين خصوصيات در زندگي خيلي بيشتر از خوش‌بيني‌ به شما كمك مي‌كند و سبب مي‌شود تا سراسر عمرتان سالم و سرزنده زندگي كنيد. شايد خوش‌بيني هم جزئي از وجدان و ضمير ناخودآگاه هر شخص باشد. نمي‌توان گفت كه فكركردن قبل از انجام عمل كه يكي از پيش‌نيازهاي وجدان سالم است، همان خوش‌بيني محسوب مي‌شود. اما وجدان مي‌تواند پايه و اساس خوش‌بيني را براي فرد فراهم آورد.

عقل و شانس را بايد در نظر گرفت
خوش‌بيني بيش از اندازه يا پيروي از وجدان بيش از حد لازم نيز بي‌فايده است و عواقب خاص خود را به همراه دارد. خوش‌بين‌بودن كوركورانه شما را به دردسر مي‌اندازد و بدبيني نيز به نوبه خود فوايدي را به همراه دارد؛ اگر از سانحه رانندگي بترسيد، آنگاه با احتياط رانندگي مي‌كنيد؛ اگر از سرماخوردگي دل‌ خوشي نداشته باشيد، از خودتان بهتر مراقبت مي‌كنيد تا سرما نخوريد.
در اين قسمت يك سؤال مهم مطرح مي شود؛ «آيا خوش‌بيني باعث بهبود وضعيت سلامت افراد مي‌شود يا افراد سالم خوش‌بين مي‌شوند؟» در اين قسمت فاكتورهاي داخلي را هم بايد محاسبه كرد؛ تحصيلات، نژاد، عوامل وراثتي، جنسيت، دسترسي به فناوري‌هاي نوين پزشكي و از همه مهم‌تر ثروت، همچنين گفته مي‌شود چيزي به عنوان شانس هم در اين زمينه كاربرد دارد.
بنابراين خوش‌بيني يكي از عوامل مهمي است كه بايد زمينه رشد و شكوفايي را براي آن فراهم آورد. يك فرد بدبين به‌شدت نياز به شادي و خوشحالي دارد. اگر شما خواستار عمر طولاني به همراه سلامت كامل هستيد بايد ببينيد تا چه حد خوش‌بين يا بدبين هستيد.
شايد شما به طور ذاتي انساني چندان آفتابي نباشيد، شايد كودك باوجدان و وظيفه‌شناسي نبوده باشيد، اما باز هم جاي اميدواري وجود دارد آن هم براي ايجاد خوش‌بيني. هيچ وقت براي تغيير و تحول دير نيست. همه ما مي‌توانيم از زندگي نهايت لذت را ببريم. بنابراين بيشتر مراقب خودتان باشيد، درست غذا بخوريد، سيگار نكشيد و نرمش روزانه را نيز فراموش نكنيد. حتي اگر شما خيلي خوش‌بين هستيد و در زمان كودكي رفتار بي‌نظيري داشته‌ايد، باز هم انجام اين موارد در زندگي به شما كمك مي‌كند.

http://www.funpatogh.com/

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 0:58  توسط مهران  | 

                  

استرس چیست؟

استرس فشار و فرسایش بدن به هنگامی است که با محیط پیوسته در حال تغییر سازگار شویم. چنین تغییراتی آثار جسمانی و هیجانی بر ما می‌گذارد و می‌تواند احساسات مثبت یا منفی ایجاد کند. در صورت مثبت بودن ، اثرات استرس ما را ناگزیر به عمل می‌کند، هوشیاری تازه و چشم انداز مهیج جدیدی برای ما به ارمغان می‌آورد.

آثار منفی استرس احساس بی اعتمادی ، طرد ، خشم و افسردگی می‌آفریند که این احساسات به نوبه خود به مشکلاتی مانند سردرد ، ناراحتی معده ، جوش و خارش پوست ، بی‌خوابی ، زخم معده ، فشار خون بالا ، بیماری قلبی و سکته مغزی می‌انجامد. مرگ یک عزیز ، تولد یک کودک ، ارتقای شغلی یا ایجاد یک رابطه جدید استرس به دنبال می‌آورد. چون این تغییرات ما را مجبور به سازگاری مجدد با زندگی خود می‌کند. سازگاری با شرایط متغیر ، بسته به نوع واکنش ما می‌تواند کمک کننده یا آسیب رساننده باشد.

چگونه می‌توان استرس را از زندگی خود حذف کرد؟

استرس مثبت بر تازگی و ابتهاج زندگی می‌افزاید. همه ما با تحمل میزان معینی از استرس زندگی می‌کنیم. سر رسیدن مهلت ، رقابتها ، برخوردها و حتی ناکامی‌ها و نگرانی‌ها به زندگی‌ها عمق و غنا می‌بخشد. هدف ما حذف استرس نیست، بلکه فراگیری چگونگی استفاده از آن به منظور کمک به خود است.

استرس کمتر از حد ، عامل خمودگی است و در ما احساس خستگی و رخوت بر جای می‌گذارد. از سوی دیگر ، استرس مفرط تنش ایجاد می‌کند. آنچه ما بدان نیازمندیم، یافتن سطح بهینه و مطلوبی از استرس است که ما را برمی‌انگیزد، ولی ما را در خود غرق نمی‌کند.

چگونه می‌توان فهمید سطح بهینه استرس برای افراد چیست؟

سطح واحدی از استرس که برای همه انسانها بهینه باشد، وجود ندارد. هر یک از ما مخلوقاتی منحصر به فرد با نیازهای ویژه هستیم. بنابراین ، آنچه برای یک شخص ناراحت کننده است، چه بسا برای دیگری شادی آفرین باشد. حتی وقتی ما روی ناراحت کننده بودن رویدادهای خاص توافق داریم، احتمالا در واکنشهای فیزیولوژی و روان شناختی به آن حادثه با هم تفاوت داریم.

شخصی که شیفته مذاکره و حل اختلاف و تحرک شغلی است، اگر شغلی یکنواخت و بدون تحرک داشته باشد، در فشار و استرس قرار می‌گیرد. در حالی که شخصی که به شرایط ثابت علاقه‌مند است، وقتی در شغلی قرار گیرد که وظایفش از تنوع بالایی برخوردار باشد، به احتمال زیاد خود را در تنگنای استرس احساس می‌کند. قبل از قرار گرفتن در معرض تغییرات آزار دهنده ، این موضوع که استرسهای شخصی ما چه هستند و میزان تحمل ما در برابر آنها چقدر است، به شیوه زندگی و سن ما بستگی دارد.

اکثر بیماریها با استرس مداوم مرتبط می‌باشند. اگر شما علائم استرس را تجربه می‌کنید و اگر استرس در سطحی فراتر از سطح بهینه استرس شما قرار دارد، باید از استرس زندگی خود بکاهید و یا توانایی مقابله و اداره استرس خود را بهبود بخشید.

چگونه می‌توان استرس را بهتر اداره کرد؟

شناسایی استرس مداوم و آگاه شدن از اثرات آن بر زندگی ما ، برای کاهش اثرات زیان آور آن کافی نیست. همانطوری که منابع زیادی برای استرس وجود دارد، امکانات بسیاری هم برای اداره آن وجود دارد. ولی آنچه بدان نیازمندیم، تلاش برای تغییر است، تغییر منبع استرس و یا تغییر واکنش نسبت به آن منبع. برای این منظور چه کار می‌توانید انجام دهید؟

از منابع استرس ، واکنشهای هیجانی و بدنی خود آگاه شوید.


  • به ناراحتی و تشویش خود توجه کنید. آنها را نادیده نگیرید. مشکلات خود را به اجمال بررسی نکنید.

  • تعیین کنید چه رویدادهایی شما را ناراحت می‌سازد. به خودتان درباره معنای این رویدادها چه می‌گویید؟

  • چگونگی پاسخ بدنتان را نسبت به استرس مشخص کنید. آیا مضطرب می‌شوید؟ یا دلخور؟ اگر چنین است، به چه شیوه‌ای دچار این احساسات می‌شوید؟

مشخص کنید چه تغییری می‌توانید ایجاد کنید؟


  • آیا منابع استرس را از طریق اجتناب یا حذف کامل آنها ، می‌توانید تغییر دهید؟

  • آیا شدت آنها را می‌توانید تغییر دهید (یعنی طی دوره درمانی به تدریج آنها را کنترل و اداره کنید، در مدت یک روز یا یک هفته)؟

  • آیا می‌توانید رویارویی خود را با استرس کوتاه سازید؟ (استراحتی به خود بدهید، یا محوطه ساختمان را ترک کنید.)

  • آیا می‌توانید وقت و انرژی لازم را برای ایجاد تغییر اختصاص دهید؟ (تعیین هدف ، فنون مدیریت زمان و راهبردهای به تعویق انداختن ارضا در اینگونه موارد می‌تواند مفید باشد.)

شدت واکنشهای عاطفی و هیجانی خود را به استرس کاهش دهید.


  • واکنش شما نسبت به واسطه درک شما از خطر (جسمی و یا عاطفی) به یک باره اتفاق می‌افتد. آیا به منابع استرس به شیوه اغراق آمیز می‌نگرید و یا موقعیت را دشوار تلقی می‌کنید و از آن فاجعه می‌سازید؟

  • آیا انتظار دارید همه به شما خوش آمد بگویند و همه از شما راضی باشند؟

  • آیا واکنش مفرط نشان می‌دهید و همه چیزها را بحرانی و اضطراری تلقی می‌کنید؟ آیا احساس می‌کنید که باید همواره بر هر موقعیتی تسلط داشته باشید؟

  • دیدگاه خود را نسبت به استرس تعدیل و اصلاح کنید. سعی کنید استرس را به عنوان چیزی در نظر بگیرید که می‌توانید برآن فائق آیید، نه چیزی که بر شما چیره می‌شود.

  • سعی کنید هیجانات شدید و مفرط خود را تعدیل کنید. موقعیت را در یک چشم انداز وسیع‌تر قرار دهید. جنبه‌های منفی را شرح و بسط ندهید و به خود نگویید «چه می‌شود اگر !!».

بیاموزید واکنشهای بدنی خود را به استرس ، تعدیل کنید.


  • نفس کشیدن آهسته و عمیق ، ریتم فعالیت قلب و تنفس شما را به وضع طبیعی برمی‌گرداند.

  • فنون آرام بخشی ، تنش عضلانی را کاهش می‌دهد. بازخورد زیستی می‌تواند بر اموری چون تنش عضلانی ، ریتم قلبی و فشار خون کنترل ارادی ایجاد کند.

  • دارو به تجویز پزشک می‌تواند در کوتاه مدت به تعدیل واکنشهای بدنی شما کمک کند، ولی داروها به تنهایی پاسخگو نیستند. تعدیل این واکنشها را به منزله راه حلی بلند مدت یاد بگیرید.

ذخایر بدنی خود را افزایش دهید.


  • به منظور ایجاد تناسب و سلامت قلبی _ عروقی سه تا چهار بار در هفته ورزش کنید. ( تمرینات موزون ، معتدل و یکنواخت بهترین انتخاب است. مانند قدم زدن ، شنا کردن ، دوچرخه سواری یا آهسته دویدن.)

  • غذاهای مقوی به اندازه کافی و متعادل مصرف کنید.

  • وزن مطلوب خود را حفظ کنید.

  • فراغت و تفریح را با کار درآمیزید. به خود استراحت بدهید و هرگاه ممکن بود، وقفه‌ای در کار ایجاد کنید.

  • به قدر کافی بخوابید. تا آنجا که ممکن است برنامه خواب را رعایت کنید.

ذخایر هیجانی _ عاطفی خود را حفظ کنید.


  • دوستی و روابط حمایتی دوسویه‌ای برقرار کنید.

  • اهداف واقع بینانه و معنی‌دار را دنبال کنید، نه اهدافی که دیگران برای شما در نظر گرفته‌اند و برای شما فایده‌ای دربر ندارد.

  • انتظار ناکامی ‌، شکست و یاس را در زندگی داشته باشید.

  • همیشه با خود مهربان و رئوف باشید و دوست خود باشید.

 

با تشكر از سايت  رشد http://daneshnameh.roshd.ir/

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت 0:9  توسط مهران  | 

رشد و پیشرفت نتیجه ایجاد تغییر و تحول در زندگیست. اگر همچنان در وضعیت فعلی خود باقی بمانید، هیچ گاه به رشد و تعالی نمی رسید. شیوه ی تفکر و عملکرد خود را تغییر دهید تا بتوانید به کلیه اهداف خود دست پیدا کنید. باید توجه داشت که تغییر و تحول از یک روند ممتد پیروی کرده و هیچ گاه متوقف نمی شود. به محض متوقف شدن تغییر و تحول، رشد و پیشرفت شما هم متوقف می گردد.

ما قصد داریم تا در این مقاله مهم ترین تکنیک های موجود در زمینه ایجاد تغییر و تحول در زندگی را به شما معرفی کنیم.

۱ - ریتم زندگی خود را آرام کنید

شما نیاز به زمان دارید تا بتوانید فکر کنید و افکار خود را در زندگی فردی بازتاب دهید. اگر تمام مدت سرتان شلوغ باشد، وقت کافی برای فکر کردن به اهداف خود ندارید چه برسد به اینکه بخواهید دست به عمل بزنید و زندگیتان را تغییر دهید. پس ریتم زندگی خود را آرام و ملایم نمایید و برای تغییر در زندگی خود فضا ایجاد کنید.

سعی کنید آهسته به جلو پیش بروید تا در عین حال بتوانید بیش از پیش از زندگی لذت ببرید. مشغولیت های بی مورد نه تنها لذت تماشای مناظر بی نظیر زندگی را از شما می گیرند بلکه باعث می شوند که شما هیچ حسی نسبت به اینکه کجا هستید، به کجا می روید، و چه کاری انجام می دهید نیز نداشته باشید.
ادی کانتور

۲ - خواستار تغییرباشید

“تمایل داشتن” ضروری است. این زندگی شماست، هیچ کس نمی تواند در آن تغییر ایجاد کند مگر خود شما. اگر خودتان خواستار تغییر نباشید، آنگاه هیچ چیز در این دنیا نمی تواند شما را مجبور به تغییر کند.

به این منظور در ابتدا باید به خود بگویید که با ایجاد تغییر، زندگی من از شرایط فعلی بهتر خواهد شد. اصلاً مهم نیست که زندگی شما تا چه اندازه خوب است به هر حال باز هم جای پیشرفت و ترقی وجود دارد. از سوی دیگر اگر تصور می کنید که زندگیتان اصلاً خوب نیست، باز هم ناامید نشوید، همیشه جای امیدواری برای بهبود اوضاع جود دارد. به خودتان بقبولانید که همیشه توانایی ایجاد تغییرات مناسب در زندگی را دارید.

۳ - مسئولیت پذیر باشید

قبول مسئولیت های زندگی یک “باید” است. دیگران را به خاطر اتفاقات بدی که در زندگیتان رخ می دهد سرزنش نکنید. انگشت سرزنش خود را به سوی خانواده، دوستان، کارفرما و یا وضعیت بد اقتصادی جامعه نشانه نگیرید. خوبی و بدی موجود در زندگی مستقیماً به عملکرد فردی شما بستگی دارد. زمانیکه مسئولیت این موارد را پذیرفتید، آنگاه می توانید انتظار ایجاد تغییرات شگرفی را در زندگی خود داشته باشید.

باید تصمیم بگیریم که خودمان و نه اوضاع و احوال پیرامونمان را تغییر دهیم. با این روش می توانیم خیلی موثرتر عمل کنیم.
استفان کوی

۴ - ارزش های اصلیتان را مرور کنید

در اعماق قلب هر فرد اصولی وجود دارد که وی به شدت به آنها معتقد است. از خود سوال کنید ارزشمندترین چیزی که در زندگیتان وجود دارد چیست؟ احساس می کنید برای داشتن یک زندگی موفق باید چه اصولی را رعایت کنید؟ اینها ارزش هایی هستند که خودتان باید نسبت به آنها آگاهی داشته باشید. آنها را پیدا کنید و به خودتان یادآوری نمایید.

۵ - دلایل مهم زندگیتان را پیدا کنید

ایجاد تغییر کار ساده ای نیست چراکه شما باید بر سکون حاکم بر زندگی خود غلبه کنید. درست مثل یک شاتل فضایی که برای غلبه بر جاذبه ی زمین نیاز به یک موشک پرقدرت دارد. شما هم برای غلبه بر سکون موجود در زندگی نیاز به یک منبع پرقدرت انرژی دارید. دلیل شما برای تغییر درست همان منبع انرژی است. برای پیدا کردن این دلایل ببینید چه چیزهایی برایتان مهم هستند.

۶ - افکار نیرو بخش را جایگزین افکار محدود کننده کنید

افکار محدود کننده جزء بزرگترین موانعی هستند که شما را از پیشرفت در زندگی محروم می کنند. ابتدا باید آنها را پیدا کنید تا بعداً بتوانید بر آنها غلبه کنید. به منظور تشخیص این قبیل افکار در ذهن خود به دنبال افکاری باشید که شامل عبارات زیر هستند:

“من نمی توانم….”
“قادر نیستم که ….”
“من هیچ وقت نتوانستم ….”
“هیچ راهی وجود ندارد که ….”

هر زمان که در ذهن خود به یکی از این افکار برخورد کردید، آن را یادداشت نمایید و یک تفکر نیرو بخش را جایگزین آن نمایید. در مقابل هر جمله منفی یک جمله ی مثبت بنویسید.

۷ - عادات خوب را جایگزین عادات بد کنید

شما می بایست علاوه بر افکار محدود کننده، عادات بد خود را نیز پیدا کنید. آیا عاداتی هستند که همیشه شما را از اقدام کردن باز می دارند؟ آیا رفتارهایی هستند که باید از آنها دست بشکنید؟ بهتر است که لیستی از آنها تهیه نمایید.

سپس به جای اینکه سعی کنید آنها را ترک کنید، یکسری عادات مثبت برای جایگزین نمودن آنها در نظر بگیرید. فرض کنید یکی از عادات بد شما تماشای بیش از اندازه تلویزیون است. به جای اینکه مدت زمان تماشای تلویزیون را کم کنید، به انجام کاری فکر کنید که جایگزین تلویزیون شود. به عنوان مثال می توانید مطالعه کردن را انتخاب کنید.

۸ - برای خود الگو و مربی انتخاب کنید

پیدا کردن یک الگو در زندگی کمک بزرگی در راه تعالی آرمان ها محسوب می شود. او می تواند شما را راهنمایی کرده و مشکلات و موانع موجود بر سر راهتان را یادآوری نماید. با این کار می توانید در وقت و ان‍رژی خود صرفه جویی کنید.

البته پیدا کردن یک مربی خوب ساده نیست و در ابتدا شما باید به او ثابت کنید که فرد مستعد و قابلی هستید. سعی کنید در نظر او فرد مفیدی جلوه کنید. در کارها کمکش کنید تا ثابت کنید که شاگرد زرنگی هستید و این ارزش را دارید که بر روی شما سرمایه گذاری کند.

۹ - انتظارات منطقی داشته باشید

باید از ابتدای راه انتظارات منطقی را در ذهن خود بپرورانید. کار شما در مراحل ابتدایی به مراتب ساده تر است و هر چه جلوتر می روید موانع و مشکلات هم بیشتر می شوند. تغییر و تحول نیازمند زمان است به ویژه اگر بخواهید تغییرات دائمی در زندگی خود ایجاد کنید. انتظارات منطقی، شما را در شرایط سخت همچنان پابرجا نگه می دارند.

۱۰ - پیوسته در حرکت باشید

مسئله اصلی آغاز نمودن کار است. زمانیکه شروع کردید، آنوقت می توانید با سرعت دلخواه به جلو پیش بروید. درست مثل هل داد ماشین، در ابتدا باید نیروی زیادی به آن وارد کنید تا راه بیفتد، اما وقتی راه افتاد نیاز به انرژی کمتری دارد.

همیشه در حال بهبود زندگی خود باشید. سعی کنید هر روزتان بهتر از دیروز باشد. همانطور که قبلاً هم گفتیم تا تغییر و تحول نباشد، خبری از رشد و پیشرفت هم نخواهد بود.

+ نوشته شده در  شنبه دهم اسفند 1387ساعت 22:52  توسط مهران  | 

 

                     

بررسی روابط تجاری موفق و ناموفق نهایتاً ما را به سمت لیست قواعد کلی و آموزه های اساسی زیر هدایت می کند.

۱ - پیش از انتخاب شریک موقعیت خود را به خوبی بررسی کرده و جایگاهتان را دریابید

زمانیکه در کنار دیگران هستید مواضع خود را معین کنید. از سوی دیگر می بایست از مواضع طرف مقابل هم مطلع گردید . سپس توجه و تمرکز خو را بر روی کلیدی ترین مشکلات موجود در کار منعطف نموده و بعد هم گروههای متخصصی که در انجام کار مورد نظر تبحر خاص دارند را شناسایی کرده و با آنها ارتباط برقرار کنید.

۲ - بدانید با چه کسی معامله می کنید

همه ی شرکا یکی نیستند بنابراین همه آنها را به یک چشم نگاه نکنید. یکی از محققان معظم در زمنیه “کار و تجارت” با نام “جان الکینگتون” تئوری جالب و در عین حال کارامدی را در این زمینه معرفی می کند. این فرضیه در زمینه ی گونه شناسی شرکا مطرح می گردد. او آنها را به گروهای کوسه ماهی، گاوماهی، شیر دریایی، و دلفین ها تقسیم بندی می نماید. کوسه ها همیشه آماده ی حمله کردن هستند، آنها به راحتی می توانند بوی خون و ضعف را از کیلومتر ها دورتر تشخیص دهند. گاو ماهی ها از ترس طرف مقابل سوء استفاده می کنند تا قدرت و هیبت خود را تحکیم نمایند. شیرهای دریایی محافظه کار هستند و بیشتر روی مسائلی مانور می دهند که در مورد آن اطلاعات کافی داشته باشند. دلفین ها با هوش، خلاق هستند و می توانند در دفع کوسه ها کمک کنند. نتیجه ای که از نظریه ی فوق می توان گرفت این است که کار کردن با برخی از افراد راحت تر از سایرین است. به شما پیشنهاد می کنیم که تا می توانید خودتان را از گروههای خطرزا مثل کوسه ها دور نگه دارید.

۳ - صبر داشته باشد

اگر می خواهید از این مقاله تنها یک درس بگیرید ما به شما پیشنهاد می کنیم که همین گزینه را انتخاب کنید. بنای اعتماد و اطمینان با گذشت زمان شکل می گیرد. ممکن است سال ها طول بکشد. همانطور که “دیو مک لاین” تحلیلگر تجاری معتقد است: “سعی کنید تا جایی که می توانید به روابط بلند مدت خود استحکام بخشیده و آنها را تقویت نمایید”.

۴ - از فرهنگ و ارزش های طرف مقابل با خبر شوید

طی تحقیقاتی که داشتم به شخصی برخورد کردم که فقط ۶ ماه بر روی فرهنگ توده ای خاص کار می کرد تا نهایتاً تصمیم بگیرد که آیا می تواند با آنها وارد رابطه تجاری بشود یا خیر. تفاوت چشمگیری میان ارگانهایی که تنها به دنبال سود بیشتر هستند و آن دسته ای که فقط در پی افزایش منافع فردی نیستند وجود دارد. شاید برای رسیدن به موفقیت های بیشتر لازم باشد به فرهنگ های دیگر هم مسلط شویم اما مطمئن باشید که این کار نشدنی نیست. ما حتی یاد گیری زبانهای دیگر را هم به شما پیشنهاد می کنیم.

۵ - اهداف عملی برای خود برگزینید

اهداف میان شرکا باید با دقت توسعه داده شده و معین گردد. هر دو طرف می بایست طبق مسائل محیطی به پیشرفت برسند و لزوماً به هسته ی اصلی تجارت نیز مرتبط باشند. در ابتدا راه اهداف دست یافتنی کوتاه مدت تعیین کرده، به آنها برسید و سپس آنها را گسترش دهید. هیچ گاه در حضور جمع قولها و وعده وعیدهایی ندهید که بعداً نتوانید به آنها عمل کنید.

۶ - رهبران با قدرت انتخاب کنید

هر سیستم موفق برای عملی کردن پروژه ها و حفظ روابط با سایرین نیاز به یک رهبران اجرایی توانا دارد. برای تثبیت کردن هر چه بیشتر موفقیت ها لازم است مدیرانی را جهت مواقع بحرانی تربیت و آماده سازید تا در مواقع ضرری به کمک شما بیایند.

۷ - بزرگ فکر کنید اما گام های کوچک بردارید

زنجیره ای کردن خدمات و حمصولات ایده ی خوبی به شمار می رود، اما هدفی نیست که بتوانید آنرا یکشبه عملی کنید. برنامه های آموزشی شبیه سازی شده ی پرواز موقعیتی را فراهم می کند که خلبان آماتور بتواند هر گونه حدس و گمانی را تست کند، خود را در شرایط بحرانی قرار دهد و به طور کلی راندمان و کیفیت کار خود ارتقا بخشد. در زمینه ی کاری هم پیش از هر چیز باید اعتماد بوجود آورد و به مرور زمان با آزمایش و امتحان های گسترده، اساس ارتباط وسیع تر برای شراکت را پی ریزی نمود.

۸ - کلیه ی روابط را هماهنگ کنید

زمانی که نابهنگام به یکی از طرفین احساس غلبه و ظفر دست می دهد، حتی بزرگترین روابط شراکتی به سرعت فاسد شده و از بین می رودند. نمی توانید انتضار داشته باشید که همانطور که خودتان در مورد مسئله ای خاص می کنید، طرف مقابل هم با دید شما به قضیه نگاه کند. در مورد هیچ مسئله ای تا زمانیکه به یک منبع موثق دست پیدا نکرده اید، صحبت نکنید. این امر کمک شایان ذکری در هماهنگ کردن شما با سایرین می کند.

+ نوشته شده در  جمعه دوم اسفند 1387ساعت 12:23  توسط مهران  | 

 

شکست یک اتفاق واحد و مصیبت بار نیست. ما یک شبه شکست ن‌می‌خوریم. شکست ، نتیجۀ اجتناب ناپذیر سلسله افکار نادرست و انتخاب‌های نابجا است. به عبارت دیگر، ناکا‌می‌چیزی نیست مگر خطاهای مکرر و پی در پی در قضاوت‌ها و انتخاب‌های روزانه. حال این سوال مطرح ‌می‌شود که چرا افراد مدام در قضاوت‌هایشان خطا ‌می‌کنند و سپس به شکلی احمقانه هر روز این خطاها را تکرار ‌می‌کنند؟ پاسخ این است که آن فرد موضوع را جدی نمی‌گیرد و توجه کافی به اطراف خود ندارد.از نظر آنها، اتفاقات روزمره اهمیت چندانی ندارند. نگاههای بسته و بی توجه، تصمیم گیری‌های ضعیف و بی پشتوانه و ساعات و لحظات هدر رفته هیچ یک نتیجۀ تاثیرگذاری‌های کوتاه مدت و آنی نیستند. خیلی وقتها ما از عواقب و نتایج آنی رفتارهای خود ‌می‌گریزیم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387ساعت 19:6  توسط مهران  | 

Visitor Counter by Digits ***********